بارهااین فکربه سراغم آمدکه زندگی برای هیچ کس سخت نیست بلکه این ما هستیم که عرصه را بر خود و دیگران تنگ مینمائیم. وبرای اثبات این مدعاهم چند نمونه ذکر میکنم.قبل از هر چیز باید ازعان کنم که انسان یک موجودی که همیشه و در همه حال محتاج به یک همنوع است که بتواندبا او تشریک مساعی بنماید واین همدم ومونس چه بهتر که از جنس مخالف باشد.متأسفانه در زمان معاصر ما چه بسیا ر دخترانی هستند که بخاطر شکل و تیپ لباس و موهای یک پسر عا شق دل سوخته وی میشوند حتی اگر بدانند که این پسر نیاز عاطفی آنهارا نیتواند برآورده کند.من خودم به چشم دیدم که دو دختر بخاطر یک پسر دعوا میکنند غافل از اینکه این پسر بنیان محبتش بر اساس دروغ و کلک است هرگز نمیتواند کمترین نیازعاطفی یک دختر را بر آورده نماید . حال سئوال من از این دختر که با چه انگیزه ایی به دنبال چنین پسری راه می افتد آیا سهم ما از عشق فقط خود را کوچک کردن جلوی دیگران است آیا سهم ما از عشق فقط خون دل و حرص خوردن است ،چرا ما نباید وا قع بینانه تر به مسائل بنگریم .درمثل داریم که می گویند برای کسی تب کن که برایت بسوزد ولی متأسفانه و صد افسوس که چه بسیار کسانی هستند که میسوزند برای کسی که ارزش تب کردن هم ندارند وحالا راه کار چیست که راحت وبه دور از غل و غش برای خود یک دوست برگزینیم شاید این حرف من کمی مسخره باشد که برای خود یک دوست برگزینیم چون همه میدانند که عشق بر حسب تصادف است ولی به این معنا نیست که هر یک از ما زندگی وکرامت انسانی خویش را به دست تقدیر بسپاریم به امید روزی که به جای هوس عقل بر ما حاکم شود.
برای کسی تب کن که برات بسوزه
85/04/21 0 قبل از ظهر
نوشته شده توسط ترکی بچاری
| لینک ثابت |
