تبليغاتX
پیک محبت
بازهم چت 85/07/03 10 بعد از ظهر

 

 

 

در این مدت یک سال و اندی که وبلاگ نویسی را بصورت تخصصی شرو ع کردم تا اکنون چندین مطلب در مورد چت نو شتم  . واقعیت بگم که دوست ندارم به یک موضوع خاص کلید کنم  ولی لازم میدانم که در مورد هر چیز ی که مسئله روز است باید مطلب نوشت و یا حد اقل در او لویت قر ار داد . چت هم که به یک معضل  در جامعه تبدیل شده  واز مسیر هدفمند خود خارج کر دیم و از اون یک واژه منفور ساختیم ..

خوب است پیرامون فلسفه چت کمی بدانیم . دست اندر کاران چت روم این امکان به ما دادن که :

1-ار تباطی سر یع و ارزان قیمت با دوستان خود در اقصی نقاط جهان داشته باشیم .

2-سالن چت و یا همان چت روم  وسیله ایی است که ما دوستانی بر حسب خلقیات خود داشته باشیم .

3- ما در چت علاوه بر تبادل آرا ء می توانیم اطلاعات بصورت فایل بندی شده رد و بدل کنیم ...... و الا  آخر

خوبی های سالن چت کم نیستن ولی ما به همین چند موضوع بسند ه می کنیم

و اما جامعه  ما چگونه از این مکان استقبال می کند :

طبق شاخص آماری بنده 90٪ کسانی که وارد چت روم می شو ند و خود را معتاد چت کردن در و غگویی را سر لو حله خود قر ار داده و همیشه نه در پی جذب دوستان خوب بلکه تمام هم و غم خود در این است که یک نفر را با و عده های واهی سر گر دان کنند .

خیلی ها هم با تمسخر دیگران لذت میبرند این پیده هم در بین پسران شایع است که با درست کر دن آیدی دختر انه خود را بجای یک دختر جا می زنند .

روی سخنم با کسانی هست که همیشه در تکاپو هستند تا میزان اد لیست خود را گستر ش دهند (در سته که هزار تا دوست کمند و یک دشمن زیاد ) ولی آیا این همه آیدی که شما در لیست خود گنجانده اید فر صت این را پیدا کرده اید که لا اقل با یک نفر از آنها بصورت تخصصی در یک مورد خاص بحث و تبادل نظر کنید . عز یزان چر ا ما باید همیشه همه چیز را و ارونه و بر عکس به آن عمل کنیم .

 

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |

تکم، تنهایم 85/05/22 2 قبل از ظهر

تکم، تنهایم

               آغوش محبت بازکن

                   تا در آغوشت بیاسایم

 گر دیوانه وبه عشق مد هوش گشتم

                          لیکن از فرزانگان این دنیایم

 به رخسارزردم منگر

صفایم را ببین که چه زیبایم

عشقت شرر بر قلبم انداخت

                            تو کجا بودی و من در کجایم 

                                         

عشق به غیر همجنس یک پدیده بارز در وجود تمام افراد میباشد این پدیده نه تنها منفور نمی باشــد بلـکـه

 

شایسته تکریم میباشد فرهنگ این عشق چیزی نیست که بتوان سهل انگارانه از آن گذشت باید این فرهنگ پرورش دادوظیفه هر پدر ومادری اینست که تعامل با جنس مخالف به فر زندان خود گوشزد نمایند ما اگر بعنوان ولی امر فــرزندان خود تمام نکات ریز ودرشت

وحسن روابط آزادبازبانی شیوابیان کنیم مطمئناًهیچ اتـفاق غیرعادی وخـــلاف عـــرف واقع نــخـــواهــد شد

باشد تا روزی که والیان امر از خواب غفلت بیدار گشته و خود را با فرهنگ انـــسانیت منــــطبق نمایـــــــــنــــد.

چه بسا والدینی هستند که از بیان کلمه عشق در جوار فرزندان خود ابا دارند غافل از اینکه این چنین اخلاق فاصله و مرز بین والد وفرزند بسی دورتر می نماید.چرا ما نباید با فرزند خود دوست باشیم ،چرا آزادی اندیشه فرزندخود منتهی به ناکامی میدانیم،چرا سعی بر این نمی کنیم که دوستانه وباملایمت راه درست به فرزند خود نشان دهیم تا کی باید از حقایق فرار کرد.

در یک بحث با دوستم در مورد آزادی و برابری مرد و زن چنین عنوان کرد:حتی ما اگر آزادی و برابری میان زن و مرد قبول کنیم جامعه از ما نخواهد پذیرفت و اضافه کرد ما از بدوتولد با چنین قالبی پرورش یافتیم و نمی توانیم دیگر حقایق موجود را بپذیریم.

از شما خواننده محترم میخواهم که نظر شما در مورد حرف این دوست من بیان بفرمایید .

 

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |

85/05/10 0 قبل از ظهر

وبلاگ بزودی به روز خواهد شد

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |

بارهااین فکربه سراغم آمدکه زندگی برای هیچ کس سخت نیست بلکه این ما هستیم که عرصه را بر خود و دیگران تنگ مینمائیم. وبرای اثبات این مدعاهم چند نمونه ذکر میکنم.قبل از هر چیز باید ازعان کنم که انسان یک موجودی که همیشه و در همه حال محتاج به یک همنوع است که بتواندبا او تشریک مساعی بنماید واین همدم ومونس چه بهتر که از جنس مخالف باشد.متأسفانه در زمان معاصر ما چه بسیا ر دخترانی هستند که بخاطر شکل و تیپ لباس و موهای یک پسر عا شق دل سوخته وی میشوند حتی اگر بدانند که این پسر نیاز عاطفی آنهارا نیتواند برآورده کند.من خودم به چشم دیدم که دو دختر بخاطر یک پسر دعوا میکنند غافل از اینکه این پسر بنیان محبتش بر اساس دروغ و کلک است هرگز نمیتواند کمترین نیازعاطفی یک دختر را بر آورده نماید . حال سئوال من از این دختر که با چه انگیزه ایی به دنبال چنین پسری راه می افتد آیا سهم ما از عشق فقط خود را کوچک کردن جلوی دیگران است آیا سهم ما از عشق فقط خون دل و حرص خوردن است ،چرا ما نباید وا قع بینانه تر به مسائل بنگریم .درمثل داریم که می گویند برای کسی تب کن که برایت بسوزد ولی متأسفانه و صد افسوس که چه بسیار کسانی هستند که میسوزند برای کسی که ارزش تب کردن هم ندارند وحالا راه کار چیست که راحت وبه دور از غل و غش برای خود یک دوست برگزینیم شاید این حرف من کمی مسخره باشد که برای خود یک دوست برگزینیم چون همه میدانند که عشق بر حسب تصادف است ولی به این معنا نیست که هر یک از ما زندگی وکرامت انسانی خویش را به دست تقدیر بسپاریم به امید روزی که به جای هوس عقل بر ما حاکم شود.

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |

85/04/17 3 قبل از ظهر

نظر به کار مفیدم نمینماید کس

هزار دیده نگهبان اشتباه منست

 

نصیحت یک پدر به دختر خویش

دخترم همیشه و در هر کاراول محیط پیرامونت را بسنج ممکنه طوری رفتار کنی که

 

 آدمهای دور و برت  تاب و تحمل رفتار تو را نداشته باشند  . در ست است که

 

انسان برای خود زندگی می کند نه برای دیگران ولی ممکن است طوری رفتار کنی

 

که اگـــر کســی تــو را دیــد در مــورد تــو فـــکر دگـر ی کند

 

دختر م همیشه طوری رفتار کن که در ولحله اول و جدانت راضی با شد نه هوای نفست .

 

دختر من نمی گم طوری باش که من ودیگران می خواهیم انگونه باشیم  بلکه به

 

گونه ایی باش که خودت می خواهی اما این خواستن باید مبتی بر منطق و عقل

 

باشد نه هوای نفس .

 

دختر م  هوس زود گذر و کسل کننده است ولی کاری که با امر عقل انجام گیرد

 

پایدار و جاویدان است .

 

دختر م سعی بر این نکن که خود رابرای دیگران عبرت بنمایی  بلکه از زندگی دیگران

 

عبر ت بیاموز .

 

دخترم هیچ وقت گوشه گیر و منزوی نباش سعی کن در اجتماع سیر و زندگی کنی

 

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |

85/04/02 1 بعد از ظهر

کاخ جهنمی                                  حکایت دل  

 

در عالم هپروت سیر میکردم وفارغ از همه چیزدر یک لحضه که به خود آمدم  یک نگاه نافذ توجهم را را جلب کرد که مرا میپائید   سعی کردم که چشمانم را از را از نگاه آن دخترک بدزدم ولی افسوس که نتوانستم تیر نگاه وی کاری و موثر بود با قدرت هرچه تمامتر از من سلب اختیار نمود. با خودم کلنجار رفتم ولی هرگز نتوانستم بر نگاه وی غلبه کنم بناچار خودم را علی رقم میل باطنیم تسلیم وی نمودم   اما از همان برخورد اول هاتفی در گوشم طنین انداخت که این راه سر انجام خوشی نخواهد داشت وبرای همین سعی میکردم در اولین فرصت ممکن از عشقی که بر من تحمیل شده فرار کنم اما چه کنم که دیگر عنان عقل در دستم نبود وخود را قادر به مقابله نمی یافتم بناچار در اولین فرصت بجای خلاصی قصه عشقم را با او در میان گذاشتم   درست است که خود باعث ای رابطه بوده اما این را خوب میدانستم که یک دختر هرگز بدون منت عشقی را نثار پسر نمی کند ومن با وقوف به این مسئله ماجرایم را برایش شرح دادم  و همانطور که انتظار داشتم در اوایل با اخم وتشر او مواجه شدم اما کم کم نر م شد   در مرحله بعدیی  شرایطم را برای وی تشریح کردم واو بدون چون وچرا یکی را پس  از دیگری قبول کرد وبه من قول داد که در همه احوال با من رفیق  بماند    رابطه عاطفی ما دیری نپا ئید ودر یک عصر دلگیر پائیزی به ظاهر عشق ما یک طرفه منحل شد   من ماندم ویک دنیا آرزو .من ماندم ویک دنیا غم سعی کردم که با التماس از وی توضیح بخواهم ولی دیگر حاضر نبود با من حرفی در این باره بزند وروزی که خواست مرا برای همیشه از سر خود وارهاند با بایک کلام سرد به من گفت : من فقط میخواستم که کلمه دوستت دارم را از زبانت بشنوم همین و حالا که به این آسانی شنیدم آسانتر تو را ترک میکنم.. او رفت.........ومن ماندم ویک کاخ که از رؤیا های شیرین که برای خویش ساخته بودم واکنون تبددیل به یک جهنمی سوزان شده./.

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |

85/04/01 3 بعد از ظهر

قصه غصه هایم غصه یک مرد تنها          قصه باد و شقایق قصه یک بید رعنا

آری نه تنها غصه من بلکه غصه میلیونها جوان است که ناچار است حر فهای خـــودش را در درون مخفی سازد تا شاید کسی را پیدا کند که بتواند سفر ه دل خویش در پیـش وی بگـشاید .... شایـد خیلی ها بـر من خورده گـیرند و بگویند تو که وبلاگ نویسی چر این حر فها رو می زنی  ولی باید خدمت این دست عزیزان عرض  کنم که درسته که من وبلاگ نویس هستم و بر حسب ظاهـر در آن واحد می توانم نظراتم رو به اقصــا نقاط جهان بر سانم ولی این کار هم خالی از خلل نیـست اول اینــکه نمـی توانم هـر آنچــه در دل داشته باشم در این مکان بیان کنم و تر سم از اینکه زبان سر خ سر سبزم رو بر باد دهد و تازه اگر به خود جراءت دادم و نوشتم کیست آنکه وقت بــگذار د و مطلب مرا بخواند متاسفانه جوانان ما از حقایق دوری جستند و خود را به چیز های واهی تلفیق دادند شاید بر خیلی ها این مسئله پو شیده باشد که بیشترین در صد ایرانیان که وارد نت می شوند در کاوش سایتها و وبلاگهای سکس هستند و بجای کسب دانش از این قبیل چیز ها تمتع می جویند ..

 

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |

وبلاگ نویسی 85/03/09 7 بعد از ظهر

وبلاگ ،وبلاگ نویسی یک پدیده ی ممتاز است که باید به بهترین نحو از ان استفاده شود ولی متأسفانه خیلی ها به این پدیده ی  با یک دید دیگر می نگرد واز امکانات ان یا سؤاستفاده میکنندویااستفاده ی غیر اصولی می نمایدبرای اثبات گفته هایم به چند نمونه وبلاگ اشاره میکنم  من خوددر محیط اینترنت دیدم که چه بسیا ر وبلاگهایی که فقط برای سکس تبلیغ میکنند واین نه تنها سودی برای جامعه ندارد بلکه اثرات زیانباری به همراه دارد و محیط نا امن اینترنت راناامن تر و چهره ی ان رازشت تر مینماید . نمونه ی دیگر وبلاگها گرچه هدف سؤو بدی ندارد امّافاقد محتوامی باشدونه تنها پیامی برای مخاطب ندارد بلکه فقط فضای وب را اشغال نموده ودر جستجو برای مطلب مورد نظر خلل وارد مینماید امّا دسته سوم وبلاگها دارای مطالبی نغز وپرمحتوا بوده وتمام کوشش نگارنده ی آن بر این است که در هر پست چندین پیام  ویا آموزش مثبت به مخاطب القاکند.امّامتأسفانه دراینجامخاطبین کوتاهی کرده وبه خود زحمت نداده وکامنت دو حرفی هم نمی نویسندگرچه همه ما می دانیم که دلگرمی نویسنده وبلاگ به این است که لااقل از هر ده نفری که وارد وب آن  میشوند یک نفر از خود یک کامنت{نظر}بر جای  بگذارد.آخر چرا ما انصاف را رعایت نمی کنیم چطور راضی به این میشویم که یک نفر بنشیند و ساعتهاتحقیق کند وآنگاه یک پست در خور نیازما بنویسد و مفت ومجانی در اختیار ما بگذارد وما هم از آن استفاده کرده  ولی حتی یک تشکر خشک وخالی از آن نمی کنیم . امیدبه روزی که همه آمال ها محقق شود تا بتوانیم آنگونه که شایسته است از هر چیز به نحو احسن استفاده نمائیم. یک نکته در مورد کامنت{نظر}باید عرض کنم که کامنت نه تنها ابراز  تشکربلکه نقش بسزائی در بهبود کیفیت مطالب دارد.

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |

خدا هم عاشق است 85/03/05 0 قبل از ظهر

دروصف عشق خیلی ها چیز هایی نو شته  و گفته اند .ولی هیچ کس نگفت که خدا هم عاشق است وتعبیر همه بر این است که خدا فقط معشوق است اما برای اینجانب بنا به تفاصیلی که در زیر میاید مبرهن شده که خدا هم عاشق است .نخست یک مثال ساده میاورم .هر یک از ما اگر عاشق شویم سعی بر این میکنیم که هر چیز ممکن را برای معشوق خودهدیه دهیم .وهدیه خداچه چیز بهتراز طبیعت لایزا ل است شما به طبیعت بنگرید واندکی در آن کاوش کنید همین حالا به اطراف خود نگاه کنیدوبه اولین چیزی که از طبیعت نظر شمارا جلب میکند فکر کنید وببینید باچه مهارتی ساخته شده  من نخستین بار که پی به عاشقی خدا بردم دریک مغازه سنگ فروشی بودم ناگهان طرح ونقش سنگها مرابه وجد آور د به آفریننده چنین اثری آفرین گفتم نقشهایی که در سنگ دیدم پر مسلّم بود که از عهده ی بهترین نقاشان هم خارج است اما دراینجا یک سئوال پیش می اید که خدا عاشق کیست جواب این سئوال را به شما واگذار میکنم.

نوشته شده توسط ترکی بچاری  | لینک ثابت |


 

گفت‌وگوي اختصاصي بازتاب با سعيد ابوطالب، نماينده مجلس و عضو كميسيون فرهنگي در مورد طرح جديد مجلس براي استفاده از ماهواره و تاسيس شبكه‌هاي خصوصي

بيش از يك دهه است كه مردم ايران به دلايل مختلفي با ماهواره و برنامه‌هاي آن نزديكي زيادي پيدا كرده‌اند و نيازهاي فراغتي و تفريحي خود را از آن تامين مي كنند. در دهه 70 ديدگاه به ماهواره با برخوردهاي غير علمي همراه بود اما به مرور ديدگاه هاي نمايندگان مجلس و كارشناسان دولت در اين مقوله رنگ و بوي واقعيت به خود گرفت. چندي است سعيد ابوطالب نماينده مجلس و يكي از چهره‌هاي رسانه اي مجلس هفتم به دنبال طرحي براي سامان دادن به قانون قديمي ماهواره است و طرح جديدي را طراحي كرده است.
او به اين طرح خوشبين است و هدف از طراحي آن را پاسخگويي به نياز جامعه است و بي قيد مي‌گفت اگر اين طرح و يكي دو طرح ديگر اجرايي شود ديگر كاري به شغل سياسي ندارم و مي روم دنبال كار خودم.
بي شك در اين گفت‌وگو براي اولين بار نكاتي را خواهيد خواند كه در اين سالها درد دل مردم و مخاطبان رسانه‌ها بود ولي مورد توجه كسي قرار نمي‌گرفت يا به صورت كامل نفي مي‌شد.

«بازتاب»: چرا در اين ده سال گذشته كسي براي دو مداري كه دكتر حسابي براي ايران رزور كرده، كار خاصي براي ارسال ماهواره نكرده كه الان در شرف از دست دادن هستيم ؟!
ابوطالب: ببينيد ما يك بار از دست داديم، در مورد اين نقطه 26 درجه، 15 ماه است مهلت ما تمام شده. ولي خوب كاري كه قبلا كرده بوديم اين بود كه در اين مدت 10 سال ماهواره مرده و مستعمل زهره را آنجا قرار داديم. يعني يك ماهواره خريديم در فضا جابه‌جا كرديم و گذاشتيم در اين مدار و گفتيم اين فضا را اشغال كرديم. ولي مشخص است كه سازمان ارتباطات بين‌المللي ITU متوجه مي‌شود كه اين ماهواره سيگنال نمي‌فرستد.

يك موضوع مهم است كه ماهواره عرب‌ست تقريبا در همين نقطه قرار گرفته و اين بهترين نقطه براي پوشش منطقه ماست. البته ما مدار 47 درجه شرقي را هم داريم ولي اين مزيتي كه در 26 شرقي است، در 47 درجه شرقي وجود ندارد. بالاخره در اين سال‌ها انجام نشده و بحث همواره سر اين بوده كه به مخابرات تعلق داشته باشد يا صداوسيما ! هزينه آن بايد تأمين مي‌شد، بالاخره ندادند و من معتقدم، اگر بخواهم از حالت انفعالي رسانه‌اي خبري دربياييم، حتما بايد ماهواره داشته باشيم و از پوشش فرامنطقه‌اي و مزيت آن استفاده كنيم. مزيت آن اين است كه الان با خيلي از كشورهاي همسايه نزديكي فرهنگي داريم، زبان يكسان و مذهب يكسان داريم. شرايط اقتصادي، سياسي و تاريخي مشابه داريم. بنابراين مي‌توانيم خيلي از كشورهاي منطقه را از كشورهاي عربي گرفته تا كشورهاي آسياي ميانه، تحت پوشش رسانه‌اي خودمان قرار دهيم. اين همه برمي‌گردد به يك موضوع بسيار مهم. چون ما در حال حاضر در عرصه جهاني مزيت اقتصادي نداريم. اصلا ما در عرصه اقتصاد حرفي براي گفتن نداريم. بودجه ساليانه ما 195 هزار ميليارد تومان است كه بعيد به نظر مي رسد نصف بودجه يكي از ايالت‌هاي فقير آمريكا باشد ! اصلا ما در عرصه اقتصادي حرفي نداريم و نمي‌توانيم هم‌آوردي كنيم با دشمنان يا ديگران! در عرصه نظامي هم باز ما مزيت نداريم حالا موقعيت ژئواستراتژيك داريم ولي ابزاري براي اعمال قدرت نداريم. قدرت هم ملموس است و در حد شعار و حرف زدن نيست و بايد ملموس باشد. مزيت ما در ايدئولوژي و فكرمان است. هرجا كه ما در اين سال‌ها توانستيم مقاومت و حتي پيشروي كنيم، مثل لبنان يا جاهاي ديگر به خاطر مزيت ايدئولوژي‌مان بوده است. اين هم ارزش رسانه است. وقتي ما بتوانيم واقعيت مان را منتشر كنيم ديگر لازم نيست به خاطر آن در جهان بدويم! چون كفايت مي‌كند. اين حرفي است كه مشتري و مخاطب پيدا مي‌كند و اين در نهايت در عمق ملت‌ها و دولت‌ها دوستان زيادي براي ما جذب مي كند و چون بالاخره متخصصان و توده‌ها تأثيرگذار هستند در تصميم‌گيري دولت‌ها هم تاثير مي گذارد چون به واقع ديگر دولت‌ها، دولت ملت هستند. من معتقدم ما بايد ازاين وضعيت عقب‌نشستگي در حوزه فرهنگي در بيابيم و به سمت هجوم فرهنگي برويم. اين كار يك سري ابزار مي‌خواهد مثل ماهواره و نيروي انساني متخصص. ما در حال حاضر فاكتور دوم را داريم كه قابليت دارند فكر كنند و پيشينه فرهنگي، تاريخي و مذهبي ما را تبديل به متريال فرهنگي و محصول رسانه اي كنند. هم انگيزه هست هم علاقه. منتهي ما ابزار را از مردم گرفته‌ايم. اين به جهت آن است كه فرهنگ در جامعه ما دولتي بوده و دولت هميشه فكر مي‌كرده صاحب فرهنگ است و اگر قرارست پيام فرهنگ پياده شود بايد از طرف او اين كار بشود، چون كسي بيش از او صاحب فرهنگ و انديشه نيست. من معتقدم دولت مردان ما از معدل جامعه كوتوله‌تر هستند در عرصه فرهنگ و انديشه. ولي چون خودشان سعي كردند جلودار باشند، مردم را كوتوله نشان مي‌دهند. هر چقدر ما كانال دولتي را از فرهنگ بر داريم موفق‌تر هستيم، به همين جهت معتقدم كه ما هر طوري شده به سمت راه‌اندازي شبكه‌هاي خصوصي برويم. من نمي‌گويم قانون اساسي را نفي كرده يا دور بزنيم، راه‌هاي مختلفي وجود دارد. من بعضي را به مسئولان صداوسيما پيشنهاد كردم ولي انگيزه در آنان وجود ندارد.

«بازتاب»: اما در مورد اين ماهواره جديد كه قرار است خريداري شود توضيحاتي بفرماييد.
ابوطالب: وقتي ما مي‌خواهيم ماهواره بخريم اول بايد مشخصات و مختصات ماهواره را به ITU توضيح دهيم. اسم اين ماهواره IRAN-DBS2 است. كه درواقع ماهواره پخش مستقيم تلويزيوني است. حداقل به 300 شبكه تلويزيوني سرويس مي دهد. خاصيت اين ماهواره اين است كه ما شبكه‌هاي ملي، استاني و بين‌المللي كه بيش از 30 كانال مي شود را روي آن قرار مي‌دهيم تا به پوشش فرا منطقه‌اي و منطقه‌اي برسيم. ضمن اين‌كه ما مي‌توانيم پوشش 100 درصدي به وجود بياوريم تا همه مردم ايران همه شبكه‌ها را با بهترين كيفيت نگاه كنند. يك نكته مهم‌تر اين‌كه وقتي ما ماهواره داريم و ديگران را تحت پوشش فرامنطقه‌اي قرار مي‌دهيم كشورهاي ديگري كه ما را تحت پوشش فرامنطقه‌اي قرار داده‌اند مجبور به يك تعامل رسانه اي مي شوند. معاهده بين‌المللي اين‌گونه است كه اگر كسي شما را تحت پوشش فركانسي قرار بدهد بايد با آن كشور هماهنگ كند. ولي كسي اين كار را نمي‌كند نه اروپايي‌ها نه آمريكايي ها و نه حتي عرب‌ها! به جهت اين‌كه ما ابزار مقابله به مثل نداريم ولي اگر ماهواره داشته باشيم مي‌توانيم شبكه‌هاي آنان، شبكه‌‌هاي كشورهاي ديگر، شبكه هاي دوست و شبكه‌هايي را كه مي‌پسنديم به آن ماهواره وارد كنيم.

«بازتاب»: اين چه ربطي به طرح شما دارد؟
ابوطالب: ما احتياج به ماهواره داريم و همه اصرار مي‌كنند و به‌به و چه‌چه مي‌كنند، رئيس مجلس و رئيس سازمان صداوسيما قبول دارند و در حال حل مسائل مالي آن از صندوق ذخيره ارزي هستيم كه از كدام جدول برداشت شود تا مشكل حل شود. اما حالا وقتي ماهواره خريديم قانون استفاده از ماهواره در كشور را نداريم! شما در منزلتان نشسته‌ايد حق نداريد ماهواره داشته باشيد، خوب خيلي اسف‌انگيز است. خوب همه ما هم نمي‌توانيم بگوييم از اين به بعد آزاد هم استفاده كنند. اين موضوع را مي‌خواهم بگويم تحقيق كردم. توسعه يافته، مسلمان، غيرمسلمان تقريبا هيچ كشوري نيست كه ماهواره در آن 100 درصد آزاد باشد و هيچ كشوري هم نيست كه 100 درصد ممنوع باشد. يعني اصلا صفر و يك با ماهواره برخورد نمي‌كنند. اين بستگي به شرايط فرهنگي، جغرافيايي و خيلي موارد ديگر دارد.

ما پيشنهاد كرديم چيزي بين اين موقعيت كه نه كاملا آزاد، نه كاملا محدود. چون من معتقدم از اين 1000 شبكه در حال دريافت، دست‌كم 100 شبكه به هيچ عنوان قابل استفاده نيست و به هيچ دردي نمي‌خورد. نه جريان آزاد اطلاعات رساني است و نه فرهنگ‌سازي مي‌كند، هنجارشكن است و به هيچ دردي هم نمي‌خورد و كساني كه آنها را راه‌اندازي كردند اهداف تجاري داشته و از ابزار فرهنگي براي اين روش اقتصادي استفاده مي‌كنند. بنابراين اين 100 كانال حتما بايد فيلتر شود يعني من معتقدم حتي بايد فيلترينگ را داشته باشيم كه همه جاي دنيا دارند، از سوئد كه كشور اروپاي غربي پيشرفته‌تر نداريم؟ سوئد داشتن ديش را ممنوع كرده و در حال انجام اين قانون است و استفاده از شبكه كابلي اجباري شده است. شبكه كابلي دو مزيت دارد: هم بحث اقتصادي و هم مزيت فرهنگي، به نحوي كه بتوانند فرهنگشان را كنترل كنند. بالاخره همه كشورها خط قرمز دارند ولي ممكن است خط‌قرمزها به هم منطبق نشوند ولي بالاخره همه خط قرمز دارند. آمريكا هم دارد. يعني اين جوري نيست خيلي از سايت‌هايي كه ما در كشور فيلتر مي‌كنيم، آنان فيلتر نمي‌كنند. من معتقدم خيلي از شبكه‌ها هستند كه احتياجي به فيلتر ندارند و قابل استفاده هستند و معتقدم حداقل 100 شبكه وجود دارد كه قابل استفاده هستند. بدون هيچ فيلترينگ يا اعمال كمترين محدوديت!

من معتقدم شبكه‌هايي هست كه از شبكه‌هاي داخلي ما هنجاري‌تر و ارزشي‌تر است. برنامه اين شبكه ها به لحاظ فرم و شكل در برنامه‌هاي داخلي ما بهتر است. شبكه فيلم داريم، مستند، علمي، آموزشي داريم. حالا به خاطر اين‌كه حاكميت حق دارد بلكه وظيفه دارد آن 100 شبكه مضر را فيلتر كند، آيا حق دارد مردم را از ديدن اين 900 شبكه هم منع كند؟ به نظر من حق اين كار را ندارد. اينجا يك قضيه وجود دارد. يك واقعيت و يك ايده‌آل كه ما مي‌خواهيم به سمتش حركت كنيم. واقعيت اين‌است كه اغلب مردم برنامه‌هاي ماهواره‌اي را تا سرحد امكان به آن دسترسي دارند. آمار مي‌گويد جوانان شهري در كل كشور امكان دسترسي به تصاوير ماهواره را تا 70 درصد دارند اين به معناي داشتن ديش نيست، بلكه مي‌توانند به آن دسترسي پيدا كنند. اين آمار عجيب و غريب به نظر نمي‌رسد. ناجا 50 درصد در كل كشور پذيرفته كه اصلا ديش وجود دارد. چون ما مشكل پوشش داريم و يكي از دلايلي كه انگيزه مي‌شود مردم حتي در روستاها به ماهواره روي بياورند، نبود پوشش تلويزيوني در مناطق زندگي آنهاست.

«بازتاب»: در مورد اين سه كانالي كه قرار است راه بيفتد و تصاوير ماهواره را بدون واسطه پخش كند، بحث كپي‌رايت و خط قرمزهايي كه الان صداوسيما اجرا مي‌كند، چه مي‌شود؟
ابوطالب: يك واقعيت را بايد بپذيريم كه مردم به ماهواره مراجعه مي‌كنند و يك دروغ بزرگ هست كه مديران قبلي صداوسيما مي‌گفتند كه تعداد بيننده‌هاي ماهواره خيلي كم است و حتي من يادم مي‌آيد آقاي كردان در جلسه‌اي كه من نشسته بودم و صورت جلسه هم دارد، مي‌گفت: مردم الان 1 درصد بيشتر ماهواره نگاه نمي‌كنند. ولي الان معلوم شده چقدر از مردم ماهواره نگاه مي‌كنند. اين يك واقعيت است. اما يك بحث ديگر است كه آيا همه مردم دارند از ماهواره برنامه‌هاي غيراخلاقي مي‌بينند؟ من مي‌گويم نه! اين دو فرض اگر پذيرفته شود، معلوم مي‌شود ما نتوانستيم تقاضاي آنان را در شبكه‌هاي داخلي جبران كنيم. اما آيا اين تقاضا در شبكه‌هاي ماهواره‌اي پاسخ داده مي‌شود؟ اگر مردم برنامه‌‌هاي غيراخلاقي نمي‌بينند پس اين تقاضا در حال پاسخ دادن است. بنابراين مي‌بينيم هر روز مراجعه به ماهواره بيشتر مي‌شود. اين به معني آن نيست كه مردم بي‌دين مي‌شوند، اصلا اينجوري نيست چون ما نمي‌توانيم تقاضاي مردم را پاسخ بدهيم آنها به ماهواره روي مي آورند. ببينيد الان آقاي ضرغامي مي‌گويند ما در حال توليد برنامه رقابتي هستيم. ولي قبول كنيد ما به آنان نمي‌رسيم.

ما الان در كل 10 شبكه ملي داريم با اين امكانات فني و هزينه نمي‌توانيم رقابت داشته باشيم باز هم 10 به 1000 است، اگر ما 20 اثر توليد كنيم آنان 2000 اثر توليد مي‌كنند و هيچ‌وقت شما در رقابت به آنان نخواهيد رسيد. يك مزيت داريم و آن مزيت زبان است چند شبكه دارند برنامه‌هايي را با زيرنويس فارسي پخش مي‌كنند. پس مزيت زبان را هم از دست مي‌دهيم. بنابراين ما بايد يك فكري بكنيم و تقاضاي مردم را جواب بدهيم. آيا اين بدين معناست كه مردم تقاضاي خود را از راه‌هاي غيرقانوني به دست بياورند، من مي‌گويم نه! ما بايد يك قدم بگذاريم جلو و تقاضاي مردم و ببينيم و باور كنيم و سعي كنيم آن را جبران كنيم منتهي از روش‌هاي قانوني. اين پيشنهاد نوعي نگاه به آينده است. حالا ممكن است شما با سه ديش و چند تا ال‌ام‌بي700 تا 1000 كانال را بگيري كه حالا خيلي از آنان با كيفيت نيست و مقداري هم كارتي است و اگر امروز با سه تا ديش داري مي‌گيري ممكن است چند سال ديگر مجبور باشي با پنج ديش بگيري.

ما بياييم خدمتي به مردم بكنيم و بگوييم لازم نيست چند تا ديش بگذاريد ما سرويس مناسب به شما مي‌دهيم و در كنارش 3000 كانال را به شما سرويس مي‌دهيم البته حقوق كپي‌رايت را بايد رعايت كنيم و به آن احترام بگذاريم چون اين حقوق معنوي دوطرفه است و البته حقوق كپي‌رايت را بايد رعايت كنيم و به آن احترام بگذاريم چون اين حقوق معنوي دوطرفه است و البته روي شبكه‌هايي كه همه اشتراك نظر دارند فيلترينگ انجام دهيم كه معتقدم مردم از اين‌كه اين شبكه‌هاي مضر فيلتر بشود، احساس نارضايتي نمي‌كنند. بعد از اين‌كه فيلترينگ اخلاقي شد، انتخاب‌ها كيفي‌تر مي‌شود چون انتخاب به خيلي مسائل مثل علايق فردي، تقواي خانوادگي مرتبط است و موجب مي‌شود مردم خودشان انتخاب مي‌كنند و بايد به مردم اعتماد كرد. اينگونه تقاضاي مردم جواب داده مي‌شود.

ببينيد بحث ماهواره تنوع‌طلبي است. يعني اين جوري نيست كه هزار تا شبكه را ببيني يا صبح تا شب پاي ماهواره باشي. اگر شما قدرت انتخاب داشته باشي و صد تا كانال زير دستت باشد تنوع‌طلبي از بين مي‌رود. معتقدم اين طرح يك مزيت ديگر دارد كه حرص و ولع بي‌جهت را از مخاطب مي‌گيرد. پژوهش‌ها هم ثابت كرده هيچ خبري نيست و مردم روي يك انتخاب ثابت مي‌شوند. من خانه‌اي را سراغ دارم كه دائم شبكه‌هايشان روي «المنار» بود. اينقدر «المنار» گوش داده بودند، عربي هم ياد گرفتند! خيلي‌ها مستند نگاه مي‌كنند، خيلي‌ها فيلم و سريال نگاه مي‌‌كنند. البته دقت كنيد سليقه‌هاي مردم هم عوض مي‌شود و پنج سال ديگر اين سليقه‌ها تغيير مي‌كند.

«بازتاب»: بحث نظارت صداوسيما و قوانين پخش چگونه است؟ اين سه شبكه چگونه قرار است كنترل شوند؟
ابوطالب: اين شبكه‌ها حتما محدوديت‌هاي كمتري نسبت به شبكه‌هاي ملي ما دارند. مثل اين كه گاهي سريال خارجي نشان مي‌دهيم و يك موقع سريال توليد مي‌كنيم. وقتي سريال توليد مي‌‌كنيم، مثلا در شب‌هاي برره محدوديت‌هاي عجيب و غريب داريم، اما موقعي كه سريال يا فيلم خارجي مي‌‌خريم و پخش مي‌كنيم محدوديت ما كمتر است. چون ما توليد نكرده‌ايم و ربطي به ما ندارد. ما با واقعيت كار داريم.

«بازتاب»: روش پخش اين شبكه‌ها چگونه است؟
ابوطالب: هم ADSL هم كابل و هم پخش‌هاي متمركز داخلي، براي مثال در شهرك اكباتان روي هر ساختمان 50 تا ديش است، بخشي به نام دريافت ـ مديريت ـ پخش (د.م.پ) تأسيس مي‌كنيم كه بخش خصوصي مي‌آيد مجوز مي‌گيرد و ديش حرفه‌اي مي‌‌گذارد و برنامه‌هاي ماهواره اي را به صورت داخلي به مردم مي‌دهد.

«بازتاب»: بخش خصوصي با چه جذابيتي بايد در اين پروژه سرمايه گذاري كند؟
ابوطالب: بخش خصوصي وقتي اين سرويس را راه‌اندازي كند آبونمان در قبال آن مي‌گيرد و همچنين امكان پخش تبليغات بازرگاني دارد.
«بازتاب»: مراكز د.م.پ چقدر طول مي‌كشد تا راه‌اندازي شوند؟
ابوطالب: شايد شش ماه تا يك سال
«بازتاب»: براي فاصله زماني حال تا راه‌اندازي اين طرح هم فكري خواهد شد؟
ابوطالب: بله براي فاصله زماني هم برنامه ريزي خواهد شد

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |